الفباي برخورد با کودکان پرخاشگر

الفباي برخورد با کودکان پرخاشگر

چندمفهوم اساسي در عصبانيت وجود دارد. يكي از اين مفاهيم، جايگاه هيجاني خشم در كودكان است.

كودكان معمولاً بر سر مسائل مختلف مانند اختلاف بر سر دارايي ها، آنچه دارند و دوست ندارند به ديگران بدهند و آنچه دارند و از سوي دوستشان مورد تمسخر قرار مي گيرد با هم دعوا و مشاجره مي كنند.
علت ديگر دعواي كودكان حمله فيزيكي است معمولاً كودكان به دليل نشناختن مفاهيم اصلي خشم هر برخوردي را از سوي دوست شان نشانه اي بر حمله فيزيكي مي دانند و به اين علت خشمگين مي شوند.
آنها حتي به واسطه درگيري هاي لفظي دعواهاي سختي مي كنند و از پذيرفته نشدن از سوي دوست شان به خشم مي آيند.
بنابراين علت خشم كودكان هر چه باشد، گاه بسيار بي دليل و ناپخته است و غالباً كودكان علت اصلي خشم در خودشان را نمي شناسند.
يكي ديگر از مفاهيم نهفته در خشم بيان عصبانيت است كودكان با شيوه هاي مختلف عصبانيت شان را بروز مي دهند. برخي هنگام عصبانيت خشم شان را خيلي سريع بروز مي دهند، برخي قهر مي كنند، برخي درگيري لفظي يا فيزيكي پيدا كرده و عده اي نيز با اجتناب از خشم و بي اهميت جلوه دادن موضوع خشم و هيجان پرخاشگري شان را بروز مي دهند. البته غالب كودكان كوچك تر به دنبال يك حامي مثل معلم، پدر و مادر و … هستند.
كودكان اگرچه واكنش خشم در درونشان نهفته است ولي آنها در بيشتر مواقع از طريق تقليد از والدين، تلويزيون، بازي هاي كامپيوتري و خواندن كتاب نكات منفي خشم را مي آموزند.
يكي ديگر از مفاهيم موجود در خشم درك عصبانيت و تفسير و ارزيابي عواطف است. كودكان چون معمولاً تعابير نادرستي از احساساتشان دارند به يك هدايتگر مثل والدين و معلم براي تفسير خشم احتياج دارند.
درك و معناي كنترل خشم نيز متناسب با رشد و سن و سال كودك تغيير مي كند همانطور كه كودك رشد مي كند، حافظه او نيز رشد كرده و در نتيجه هنگام عصبانيت راهكارهاي كنترل خشم را راحت تر پيدا مي كند.
البته كودكان در جريان رشد زبان تكلم شان نيز تكميل شده و در نتيجه احساسات را راحت تر درك مي كنند.
از طرف ديگر كودكان با رفتار «خودارجاعي» و رفتارهاي «خودتنظيمي» ياد مي گيرند كه فعال و مستقل بوده و خود را فردي جداي از ديگران بدانند كه مي تواند تكانه هايش را كنترل كرده و محروميت ها را تحمل كند.
به اين ترتيب كودكان طي رشد بسياري از مهارت هاي خودكنترلي را هنگام خشم به دست مي آورند اما آنها همچنان نيازمند هدايت هستند.
چند روش براي آموزش مهارت خودكنترلي هنگام خشم و عصبانيت وجود دارد.

    تهيه فضايي آرام براي كودك
فضايي كه در آن كودك كمتر عصباني شده و يا عصبانيت و هيجان خشم را بطور مكرر تجربه نكند.
كنترل مدل هاي خشم
كودكان توانايي بالايي در درك عواطف والدينشان دارند.
بنابراين والدين بزرگ ترين الگوي كنترل خشم به حساب مي آيند و از طرف ديگر مي توانند الگوي خشم او نيز باشند.
آنها مهم ترين شكل هاي خشم مثل خشم زباني و بدني را از والدينشان به صورت مستقيم و غيرمستقيم مي آموزند.

رشد مهارت هاي خودتنظيمي
والدين يا حتي مربي و مراقب كودكان خوب مي دانند كه آنها توانايي خودتنظيمي كمي دارند اما همين كه بزرگ تر مي شوند مي توانند بطور منظم رفتارشان را كنترل كرده و مهارت هاي خودتنظيمي را رشد دهند بنابراين والدين بهتر است به آنان كمك كنند تا زودتر به اين راه دست پيدا كنند.

    نام گذاري احساسات
والدين بايد به كودكان آموزش دهند تا احساسات شان را نام گذاري كنند و هر يك از هيجانات منفي آنها را در كتاب، دفترچه يا صفحه اي يادداشت كنند.
سپس اين نام گذاري ها را در اختيار كودك قرار داده تا نسبت به آنها آشنايي بهتر پيدا كرده و با آموزش بيشتر احساسات خود را كنترل كند.

    صحبت كردن درباره واكنش هاي هيجان برانگيز
كودكان در مرحله پيش دبستاني عواطف بزرگسالان را كاملاً درك كرده و حتي آن را بيان مي كنند.
بنابراين وقتي كودك عصباني شده و عصبانيت خود را بروز مي دهد بهتر است از او خواسته شود تا عصبانيت و واكنش رفتاري اش را نامگذاري كرده و بدون هيچ واكنش، قضاوت يا دستوري، توجه او را از موضوع خشم دور كرده و به موضوع آرامش بخش ديگري معطوف كرد.

    عصبانيت
داستان هاي زيادي درباره كنترل خشم نوشته شده بنابراين والدين بهتر است از اين داستان ها استفاده كنند زيرا اين كتاب ها اطلاعات زيادي درباره اثرات عصبانيت به كودكان مي دهد بنابراين استفاده از كتاب هاي قبلي نيز درباره عصبانيت به افزايش مهارت زندگي كودك هنگام خشم كمك مي كند.
اما نبايد هيچ گاه نقش والدين را فراموش كرد زيرا آنها نخستين آموزگاران مهارت هاي زندگي به كودكان هستند.

، ، ،

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *