دلبستگی و وابستگی

دلبستگی و وابستگی

ماهیت دلبستگی
دلبستگی پیوند هیجانی بین دو نفر است که انها را از لحاظ فیزیکی و مکانی بهم پیوند میزند و تداوم می یابد. اطفال به اولین مراقب خود که عمدتا مادرشان است دلبسته میشوند ولی به پدر ، مادربزرگ و پدربزرگ و کارکنان مراکز نگهداری نیز دلبستگی پیدا میکنند.
دلبستگی برای زنده ماندن و رشد سالم اطفال ضروری است. به نظر جان بالبی یکی از محققان مشهور مبحث دلبستگی ، دلبستگی محصول تکامل و ضامن بقای اطفال است چون باعث میشود مراقبان کودک از او محافظت کنند و زمینه ساز رشد وی شوند. اطفال در بدو تولد علقه طبیعی خاصی به مادرشان ندارند بلکه این علقه را می آموزند . تشکیل دلبستگی نیاز به زمان دارد و همپای توانایی های شناختی کودکان
بوجود می آید. پس با اینکه دلبستگی ریشه های زیست شناختی دارد اما یادگیری و شناخت نیز در
آن نقش دارد.
رفتار حاکی از دلبستگی
اگر چه اطفال ظرف چهار ماه ، فرق غریبه ها و اشنایان را تشخیص میدهند، اما رفتارهای مربوط به حفظ نزدیکی فیزیکی (مثل جستجوی پدر و مادر هنگام ترسیدن یا دنبال مادر گشتن ) در حدود شش ماهگی پدید می آیند. دلبستگی با رفتار حاکی از دلبستگی فرق دارد . رفتار حاکی از دلبستگی به واکنش هایی گفته میشود که فاصله فیزیکی کودک را با شخصی که با دنیا بهتر کنار می آید کم میکنند. به عبارت دیگر، کودکان در برخی شرایط (مثل اضطراب یا فشار روانی) دنبال فردی میگردند که بتوانند به او بچسبند. کودکان این گونه رفتار ها را وقتی انجام میدهند که تهدیدی حس کنند. در هنگام آرامش و امنیت، سطح رفتارهای حاکی از دلبستگی پایین است و کودک از شخصی که به او دلبستگی دارد به عنوان نقطه اتکایی برای اکتشاف و بازی استفاده میکند. کار نظام دلبستگی عبارت است از تنظیم فاصله فیزیکی و اکتشاف.
در شرایطی که فشار روانی کمی ایجاد میکنند، مراقب کودک نقش نقطه اتکایی برای کشف محیط را به مراقبان خویش نزدیکتر میکنند.

گردآورنده: فریبا نقدی

، ، ،

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *