چرا کودکم لجباز است

چرا کودکم لجباز است

دفاع از امیال خود و مقابله با خواست های دیگران برای رشد طبیعی، اهمیت اساسی دارد. کودک برای کسب استقلال و ایجاد هویت برای خود، درسنین 3-2 سالگی به طور طبیعی رفتار منفی کارانه پیشه می کند. تکیه کلام کودک در این سن اغلب نه، خودم، من و از این قبیل لغات است. لجبازی که در حدود سنین سه تا شش سالگی بروز می کند از ویژگی های رشدی بچه ها محسوب شده و اختلال نیست…

این ویژگی رشدی همزمان با شکل گیری من در کودک به وجود می آید و به مرور زمان در سنین بعدی کمرنگ تر خواهد شد. کودک در این سنین شروع به کشف خود و محیط پیرامون می کند. توجه کودک در این مرحله فقط به خودش است و به دلیل ظرفیت شناختی محدود قادر نیست خودش را جای دیگران بگذارد. در واقع لجبازی برچسبی است که دیگران به کودک می زنند و ناشی از عدم تحول شناختی اوست. آنچه ما تحت عنوان لجبازی کودکان می شناسیم عبارت است از نافرمانی کودک از دستورات پدر و مادر، سرپیچی از درخواستهایی كه حتی ممكن است مورد علاقه كودك باشد، آسیب رساندن به خود، گریه كردن، فریاد كشیدن، ناسزا گفتن، خودداری از غذا خوردن و شكستن وسایل، بی نظمی و… کودکان در این سنین سرسختانه نسبت به آنچه می خواهند اصرار می کنند. اما والدین باید بدانند که اگرچه کودکشان سرسختی می کند و موجب ناراحتی آنها می شود اما او آماده تغییر عقیده نیست.

لجبازی که در حدود سنین سه تا شش سالگی بروز می کند از ویژگی های رشدی بچه ها محسوب شده و اختلال نیست. توجه کودک در این مرحله فقط به خودش است و به دلیل ظرفیت شناختی محدود قادر نیست خودش را جای دیگران بگذارد.عوامل زیادی در تداوم و تشدید لجبازی کودکان نقش دارند که عمدتا مربوط به خانواده هستند.

استبداد والدین: وقتی كودكان درخواستی دارند و یا والدین آنها را مجبور به انجام عملی برخلاف میلشان می كنند لجباز می شوند. گاهی توجه زیاد والدین به رفتارهای نامناسب كودكان سبب می شود كه رفتارهای نادرست آنان تقویت شود، طوری كه كودكان به دلیل آوردن، جرو بحث كردن، نق زدن، مجادله كردن و درخواستهای مكرر متوسل می شوند. گاهی نیز علت لجبازی كودكان آن است كه والدین در برابر لجبازی های آنها رفتار ثابتی ندارند. مثلاٌ یك روز هیچ عكس العملی در برابر لجبازی نشان نمی دهند و روز دیگر از آنها می خواهند مطابق با خواسته آنها رفتار كنند. اگر همیشه با كودكان رفتار ثابتی داشته باشیم كمتر لجبازی می كنند.

بی توجهی: بی توجهی والدین به كودك و حیات او، خود سبب آن می شود كه آنان تدریجاً بهانه گیر و لجباز شوند.

چنانچه کودکی مورد بی توجهی قرار گیرد سعی می کند از طریق منفی کاری و لجبازی توجه دیگران را به خود جلب کند. مثلا جلوی تلویزیون می ایستد، هنگام صحبت کردن دیگران داد و بیداد می کند و موقع غذا خوردن از سر سفره بلند می شود. والدین هنگام مشاهده ی چنین رفتارهایی با بحث های طولانی، خواهش و یا حتی تنبیه به رفتار منفی کودک توجه می کنند و بدین ترتیب به تدریج کودک می آموزد که برای کسب توجه دست به این رفتارها بزند.

کودک نیاز به توجه دارد، از طریق صحبت کردن ، بازی، پاسخ به سوالات او، ابراز علاقه و غیره به کودکان خود توجه کنیم.

محرومیت ها : محرومیت ها خود پدید آورنده بهانه گیری ها و لجبازی هاست. محرومیت از نوازش و مهر مادری كه گاهی ممكن است حالتی چون خرابكاری و دشمنی را به همراه آورد.

نیازهای شدید : گاهی نیازهای شدید برای كودك بهانه گیری و لجبازی بوجود می آورد. مثل كودكی كه در اثر خستگی شدید نیاز به استراحت دارد و یا به علت تحمل دردهای شدید نیاز به آرامش دارد. در چنین صورتی كودك بهانه گیری می كند.

بد آموزی ها : كودكان در مواردی می آموزند كه مسائل و مشكلات خود را از راه زور و جبر حل كنند. جنبه های اكتسابی در كودكان سبب پدید آمدن حالات روحی خاصی است كه كودكان را به انجام رفتار های آن چنانی وا می دارد.

آزمایش ها: در مواردی كودكان والدین خود را مورد آزمایش قرار می دهند و می خواهند بدانند آیا با آنها می توانند زور آزمایی كنند یا نه؟ برای در خواست و نیازشان از راه گریه و بهانه گیری اقدام می كنند .

بی صبری ها : گا هی لجبازی های كودكان ناشی از بی صبری های كودكان است. كودك صبر و تحمل لازم چون دیگران را ندارد تا به هدف یا برنامه ای دست یابد. مثلاً كودكی كه به غذا نیاز دارد و مادر او عجله ای برای درست كردن غذا از خود نشان نمی دهد و كودك نمی تواند صبر كند بنابراین جیغ و داد راه می اندازد.

فشار بر خود : در بعضی از مواقع كودكان به خود فشار می آورند كه بچه خوبی باشند. دستورات والدین را خوب رعایت كنند ، این فشار ها موجب خستگی، ملالت و احساس ناراحتی و سرانجام لجبازی را فراهم می آورند .

بیماریهای مداوم : كودكانی كه مرتب بیمار هستند، احتیاج به نوازش بیشتری دارند، كثرت دفعات بیماری سبب می شود طفل همیشه خود را با آه و ناله همدم نماید و این امر به صورت عادتی در آید و طبیعی است این كودكان حتی موقعی كه بیمار نیستند با گریه از پدر و مادر چیزی را طلب كنند .

تولدی جدید: گاهی لجبازی كودكان از زمانی آغاز می شود كه طفل جدیدی در خانه به دنیا می آید و بخش مهمی از توجه و حمایت والدین را به خود اختصاص دهد. كودك زبان آن را ندارد كه از رفتار رو به تبعیض والدین سخن بگوید و عقده های درونی خود را از طریق لجبازی و سركشی نشان می دهد. این نشان دهندة حسادت می باشد كه خود عامل مهمی برای لجبازی كودكان است.

عوامل دیگری مثل ناكامی، احساس سركوبی شدید، پروا نداشتن كودك از والدین به علت جرأت بسیاری كه آنها به او داده اند، عدم ارضای خواسته های مشروع كودك و میل به سلطه گری از دیگر عوامل می باشد.

، ،

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *